🌹نـــامـــیـــرا🌹

درانتظار220امین روز

179

  • ۲۳:۲۷

امروز گوشیو خاموش کردم ونشستم ادم وار به درس خواندنم ادامه دادم اما به محض روشن کردن گوشیم منفجرشد از اس.خدایادرحالت عادی کسی کاریم نداره چراوقتی خاموشم اینجوری میشه؟

تازه کسایی اس دادن که انتظارنداشتم و مدتهابود خبری ازشون نداشتم اما یه اتفاق جالب..چندروزیه تو فکریکی ازدوستای دوران دبیرستانم بودم اما نمیتونستم پیداش کنم چون شمارشونداشتم اما دیدم خودش بهم اس داده..خیلی خوشحال شدم..خدایاشکرت کخه هواست به خاسته های دلم هست و هرلحظه خوشحالم میکنی.بااین کارا مطمین ترمیشم که هواموداری...خدایاشکرت..خدایاخیلی مرسی

  • ۱۶

180

  • ۲۳:۲۷
امروزم یه جورایی مقدمات بود برای ادامه محکم و بیوقفه برای اینده.دیگه کافیه استراحت.بایدتلاش کنم ومحکم وپرقدرت تلاش کنم.اهل کلیشه نیستم وخوشمم نمیاد .ترجیح میدم بی پرده حرف بزنم.برای همینم میخوام بدون حرفای کلیشه ای و امیدهای واهی و بیخودی ادامه بدم.بدون هیچ ترسی.ترساموحل کردم باخودم.دیگه نمیترسم از تهش.به تهش نمیخوام فکرکنم.فقط میخوام تلاش کنم واسه هدفم.بقیش مهم نیست.کمبودها و مشکلات اصلابرام مهم نیستن.نمیخوام بهشون فکرکنم که روحیموببازموخدایاشکرت که توی این شبهای تار توروشنی بخشی برام.خدایاوقتی بهت فکرمیکنم ته دلم قرص میشه.خدایاشکرت که هستی.خدایاخیلی مرسی
  • ۲۲

181

  • ۲۳:۴۰

امروزبدنبود...شب مهمون بودیم و موقع برگشتن دعای قشنگی ازرادیوماشین پخش شد...

فکرکن هوا سرررد باشه و شیشه مه آلود و آسمون پرستاره و تکیه به شیشه و گوش جان سپردن به دعا...خیلی بهم چسبید..امروزهم بی کار بودم...اماقطعا این استراحت طولانی تافرداتمومه...اینترنتمم شبانه کردم،از11شب به بعد..دیگه کارم راحته...

خدایاشکرت که ارامشی که گم میکنموزودی بهم برمیگردونی...خدایاخیلی مرسی

  • ۲۰

182

  • ۲۲:۵۷
امروزهم بی ثمرگذشت..
گاهی حس میکنم قدرت تصمیم گریموازدست میدم و نمیتونم راجب چیزی فکرکنم..
گاهی حتی قدرت تفکرمم ازدست میدم و نمیتونم تصمیموبگیرم..خیلی بده که مثل کلافه سردرگم باشی دور فقط دورخودت بچرخی...نمیدونم شایداینهاهمش یه نشونس واسه وقتایی که یه قدم ازخدادورمیشم..واسه اینکه شایدیه روزیادم رفته یادش کنم..شایدداره بهم میگه دختر توبازترسیدی؟؟مگه من نیستم؟چراحرف نمیزنی عزیزم....
گاهی صدای خداروتوی قلبم حس میکنم...حس نابیه وقتی میشنوم صداشو...
خدایاشکرت که داری بهم تلنگرمیزنی و نمیخوای ازت دوربشم..خدایاشکرت که دوستم داری و عاشقمی..خدایاخیلی مرسی
  • ۲۶

183

  • ۲۱:۱۰

امروزم هم مثل روزهای دیگه گذشت..حال ناخوش و سرماخورده و بی حال...اشکالی نداره هرچه ازدوست رسد نیکوست...

خالم فردامیره و من دورم خلوترمیشه و میتونم درنبود دخترخاله جان زلزله ام کمی درس بخونم..

خدایاشکرت اطرافیانم شادن و مشکلشون حل شده تقریبا..خدایاخیلی مرسی

  • ۲۰

184

  • ۲۱:۰۰

امروزیکم درس خوندم..حالم خوب نبود،درشرف سرماخوردنم و حال ندارم یکم..همش افتادم زیرلحاف یاجفت بخاری...خب دیگه زمستونه دیگه بایدسرماشوبخورم...

این مریضیای کوچیک باعث میشه هم قدرسلامتیموبدونم و هم قدراونایی که بیماری لاعلاج دارن و دارن روزوشب دردمیکشن..خدایاشکرت که سالمم...خدایاخیلی مرسی

  • ۳۳

حرفای یکمی شخصی(هرکی رمز خواست بگه)

  • ۲۳:۱۳
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۰

185

  • ۲۲:۵۸

امروزم به همان روزای قبل گذشت...من اصلا کم نیاوردم فقط یکم دارم استراحت میکنم...من میخوام اینی که الان هست رو تغییر بدم...نمیخوام اوضاع همیشه همینجوری بمونه..من همه چیزوعوض میکنم...امروز فهمیدم باید گاهی وقتا اون پاشنمو ور بکشم و بزنم تو دل حوادث...من دلمومیزنم به دریا و میرم دنبال چیزی که الانم نباشه..چیزی که بتونم همه چیزوعوض کنم

خدایامیدونم مثل همیشه هوامو داری چون فقط برای رضای تو تلاش میکنم..خدایاشکرت که همیشه کنارم حست میکنم  هیچوقت نترسیدم..خدایاشکرت که همیییشه هستی..خدایاخیلی مرسی

  • ۱۱

دوباره...

  • ۱۵:۰۱

چندروزیه اصلا سردرسوزندگی نیستم...معمولابیکارمیگردم و فیلم میبینم..سینمانشدبرم صبرکردم بیان فیلما دانلودشون کنم...راستش این روزادارم به این فکرمیکنم که واقعامن برنامم واسه آیندم چیه و چه تلاشایی میخام بکنم تابهشون برسم...اخه نمیشه این زندگی،زندگی که توش برنامه وهدف نباشه زندگی نیست...نه خداازبنده بی هدفش راضیه و نه بنده های خدا که مامان بابای گرامی بنده باشن...نمیدونم بالاخره باید تصمیمموبگیرم...

  • ۱۵

186

  • ۲۰:۵۷

امروزیکم درس خوندم و بقیشوفیلم دیدموباابجی کوچیکه درس کارکردم امتحان داشت...کاش منم یه ابجی بزرگ داشتم باهام کنکورکارمیکرد😐

امروزیه بچه بدنیااومد و واردخانواده ماشد..خیلی خوشحالم واسش و حتما فردامیرم میبینمش منتظرش بودم..چقدرزودگذشت و زودبدنیااومد...

درکل خبرخاصی نبود امروز و من بیشتربرای خودم بودم..بایدخودموجمعوجورکنم و مثل قبل بشینم سردرسم دیگه داره دی به وسطاش میرسه و من بایدحسابی برنامه خودموجمع کنم...خیلی این روزا پای گوشی و نت هستم ...همش مطالبی که قبلاتوذهنم بود و سرچ میکنم و میخونم و درگیرمیشم..بایداینم جمعش کنم....

خدایاشکرت امروزیه بچه سالم دیگه بدنیااومد و همه روخوشحال کرد...

خدایاشکرت،هیچوقت نمیذاری ناراحت باشم بخاطر وضعیت موجود و هواموداری..خدایاخیلی مرسی

  • ۹
۱ ۲ ۳ ۴ . . . ۹ ۱۰ ۱۱
امروز رو باید عمیق نفس کشید
چون ممکنه دیگه فردانباشیم.....
Designed By Erfan Powered by Bayan