🌼نـــامـــیـــرا🌼

🔮گاه نوشت های نامیرا🔮

🌼نـــامـــیـــرا🌼

🔮گاه نوشت های نامیرا🔮

🌼نـــامـــیـــرا🌼


همگان به جستجوی خانه میگردند
من کوچه ی خلوتی می خواهم
بی انتـها برای رفتن
بی واژه برای سرودن
و آسـمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن...

آخرین نظرات
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۶، ۲۰:۰۱ - ABOLFAZL :.
    کنکور:/
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۳۰ - منتـــظر المـهـدی۳۱۳
    :'(
۱۶فروردين

اینکه بعدازیه مدت طولاتی بفهمم کارم اشتباه بوده و وقت خیلی مهمی رو بابت این تصمیم اشتباه ازدست دادم خیلی ناراحتم میکنه اما به خودم میگم منکه این سه ماهو ازدست دادم،نذارم این سه ماه آخرم ازدستم بره....

تجربه شد که منطقی تصمیم بگیرم و قبل ازانجام هرکاری مشورت کنم باچندنفر و بعدش تصمیم بگیرم که مثل الان مثل خر تو گل گیر نکنم.

همیییشه همه ضربهایی که میخورم بخاطر همین سرخود بودن و اعتماد بنفس زیادیه😐

نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۱۵فروردين


گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟

گفت: «انَّ مع العسر یسرا»

"قطعا به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)

.

گفتم: واقعا؟!

گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»

حتما به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)

.

گفتم: خب خسته شدم دیگه...

گفت: «لاتـقـنطوا من رحمة الله»

از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53)

.

گفتم: انگار منو فراموش کردی!

گفت:«اذکرونی اذکرکم»

منو یاد کن تا یادت باشم

.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟!

گفت: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا»

تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(احزاب/63)

«انّی اعلم ما لاتعلمون»

من چیزایی میدونم که شما نمی دونید.(بقره/ 30)

.

گفتم تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اون موقع چی کار کنم؟

گفت: « و اتّبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله»

حرف هایی که بهت زدمو گوش کن، و صبر کن ببین چی حکم می کنم

(یونس/ 109)

.

ناخواسته گفتم: الهی و ربّی من لی غیرک

(خدایا آخه من غیر تو کیو دارم؟!)

گفت: «الیس الله بکاف عبده»

من هم برای تو کافی ام.(زمر/36)

نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۱۲فروردين
گاهی وقتا بعضی ادما بهم حس بدمیدن.همینکه مجبورمیشم گاهی بخاطر حل شدن مشکل و سوالم بهشون مراجعه کنم برام حال بهم زنه.
حس بدم اینقدرتوی ذهنم رخنه میکنه که دلم میخوادهمه راهای ارتباطیم بااون طرفمو قطع کنم.
کاش هیچوقت بااین افراد تشنج آور وارد ارتباط نمیشدم.
کاش حدالمقدور این افراد ازم دورباشن.
نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۱۱فروردين

آخرش متنفرشدم ازشون.

گفتم کاری نکنید که مجبورشم متنفربشم ازتون.

گفتم اذیتم نکنید که مجبورشم هم شماو هم خودمواذیت کنم.

گفتم کاری نکنیدبدم بیادازتون...

ولی...

متنفرشدم

آخرش متنفرشدم

آخرش مجبورشدم پاروی دلم بزارم و ازکنارهمتون بگذرم

آخرش کاری کردید که ازهمه چیز بگذرم

خودتون خواستیداین بشم

نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۱۰فروردين

گاهی تو زندگیم به همه چیزشک میکنم.

به خودم...عقایدم...نظراتم...افکارم...حتی هدفم اززندگیم...همه چیزم.

به همه خواسته هام شک دارم

اما به یک خاستم هیچ شکی ندارم.

اونم اینه که دلم میخادهرچی زودتراززندگی فعلیم بیام بیرون و زندگی جدید داشته باشم.چه باتحصیل توی شهردورازاصفهان و چه باازدواج.فقط میخام برم و تنهاراه ارتباطیم باخانوادن بشه تلفنای روزانه یاهفتگی و دیدارهای ماهانه و شایدم سالانه.

خسته ام.خیلی خستم....

ازهمه کس و همه چیز خستم.

به همه شک دارم

وازهمه متنفرم.

کاش تموم بشه این حالو روز ووضع نابه سامان.

دلم یه تغیر بزرگ میخاد..اونقدربزرگ که همه چیزو عوض کنه و همه چیز جدید و نو موردپسندبکنه.


نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۰۶فروردين

این که میگن هرچی بیشتربگذره شناخت ادم بیشترمیشه درست گفتن

اینکه میگن زمان حلال همه مشکلاته بازم درست گفتن

اینکه میگن هرکسی باید طرفشو توی روزای سخت و شرایط نامناسب ازهرلحاظ بشناسه درست میگن.

این مدت اتفاقات زیادی افتاد که فهمیدم تنهاکسای من پدرومادروخواهرم هستن.

من هیچ خواهان و علاقمندی ندارم

اینوفهمیدم که تمام عشق و علاقه و معرفتم باید برای خانوادم باشه و بس.

تمام احساسم داره ازبین میره و دارم به بی احساسی میگرایم که این عالیه و دوستش دارم.

معرفت و علاقه و احساس خیلی گرونه و نباید خرج ادمای الکی بشن اونم ادمایی که بی لیاقت ترین ادمها هستن.

دیشب فهمیدم فقط بایدخودمو خانوادمودوست بدارم.هیچکس ارزش و لیاقت دوست داشته شدن نداره.

فهمیدم خواهربرحق خواهرنیست.برادربرحق برادرنیست.خواهربرحق برادرنیست.

فهمیدم چقدرزود ادما کارایی که درحقشون کردیمویادشون میره.

فهمیدم چقدرحقیر و خارن ادمایی که دورو هستن.درنبود فلانی بدشومیگن اما در بودن فلانی خوبشو

و ازریاو دورویی دارن خفه میشن.حالم ازلینجورادمابهم میخوره.

وقتی این ادمهای حقیروجلوم میبینم حالت تهوع میگیرم.

گاهی چه دیر ادمارومیشناسیم اما بازم ازهرجاجلوی ضرر رو بگیری منفعته.


نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۰۵فروردين

میگن: اشپزکه دوتابشه اش یاشورمیشه یا بی نمک..

طبق عادت همیشگی تعطیلات عید رو اومدیم آبادان خونه مادربزرگم. 

درحال حاضر ما که چهارنفریم+یکی از خالهام و بچهاش+یکی دیگه ازخالهام و بچش+دختراون یکی خالم بدون خالم+مادربزرگم که میشیم جمعا10نفربالغ

مامانم و خالهام که جمعا3نفرن توی اشپزخونه داشتن ناهارمیپختن.سه تفری سربرنج بودن.خاله مریم ازاشپزخونه اومدبیرون که بره سریخجال ماامانم دوقاشق نمک میریزه و میره بعدش خاله لیدام میاداونم چهارقاشق نمک میریزه😐

خاله مریم هم که برمیگرده بازم یه قاشق میریزه درحالی که هیچکدوم خبرازدیگری ندارن.

سفره پهن میشه و 10نفرمثل دیو گرسنه هجوم میبرن سرسفره.

هرکی به محض خوردن قاشق اول قیافش مثل توپ پلاستیکی هایی که بادشون خالی میشه ؛میشد.

تازه اهل خونه بخاطر ترس و جذبه ای که مامانم داره جرات اعتراض نداشتن و مجبوربه خوردن شدن😂😂😂😂😂

نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۰۲فروردين

برای منی که پرم ازمهرومحبت و دوست داشتن اطرافیانم؛بی مهری یکی ازاونهامیتونه منو ناراحت کنه و مدتهاغم بزرگی توی دلم بسازه.

برای منی که دنبال روراستی و صداقتم و خودم همه سعیمومیکنم که این رو رعایت کنم؛دروغ و ریامیتونه نابودم کنه.

برای منی که خیلی الکی شدم سنبل غروری که خودم قبولش ندارم؛توهین به همون غرور نداشتم میتونه حسابی اعصابموخوردکنه.

برای منی که میتونم بی نهایت یک نفرودوست داشته باشم یه کارکه به خودم و شخصیتم توهین کنه میتونه همه بی نهایت دوست داشتن هارو به بی نهایت تنفر مبدل کنه.

نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۲۷اسفند



وچه زیباگفت پروفسور اسماعیل ملک زاده مرودشتی:


نسل مزخرفی بودیم ......!!!!

نسل انتخاب بین بد و بدتر ......!!!!

به ما که رسید رودخانه ها خشکید ، جنگل ها سوخت ،

و ابر ها نبارید .....

دل به هر کس دادیم ، قبل از ما دل داده بود .....

نسلی هستیم نه به پدرمان رفتیم و نه به مادرمان !!!!!

بلکه به فنا رفتیم .....

نسلی هستیم از بیرون تحریم شدیم !!!!!

از داخل فیلتر .....

هم از دزد می ترسیم هم از پلیس !!!!! حیف ؛

نسل دیدن و نداشتن ،

خواستن و نتوانستن ،

رفتن و نرسیدن .....

نسل آرزو های که تا آخرش بر دل ماند !!!!!

نسل آهنگ های سوزناک .....

نسل طلاق هفتاد درصد .....

نسل فیس بوک از سر بی کسی .....

نسل درد و دل با هر کسی .....

نسل ماندن سر بی راهی .....

نسلی که ناله های همو فقط لایک می کنیم !!!!!

نسل خوابیدن با اس ام اس .....

نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی .....

نسل کادو های یواشکی .....

... یادمان باشد وقتی به جهنم رفتیم ،

بگوییم یادش بخیر آن دنیا هم جهنمی داشتیم ....!!!!!!

سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزاران نفر به آخر خطش رسیده بودند ....!!!!!! 

تنها نسلی هستیم که هرگز نخواهیم گفت جوانی کجایی !!!


نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
۲۶اسفند

جانا قبول گردان این جست و جوی ما را

بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را

بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله

تا گل سجود آرد سیمای روی ما را

مخمور و مست گردان امروز چشم ما را

رشک بهشت گردان امروز کوی ما را

ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را

از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را

شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم

فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را

ای آب زندگانی ما را ربود سیلت

اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را

گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو

همخوی خویش کردست آن باده خوی ما را

گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم

زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما را

مهمان دیگر آمد دیکی دگر به کف کن

کاین دیگ بس نیاید یک کاسه شوی ما را

نک جوق جوق مستان در می‌رسند بستان

مخمور چون نیابد چون یافت بوی ما را

ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید

گر بشنود عطارد این طرقوی ما را

سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان

زخمه به چنگ آور می‌زن سه توی ما را

بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا

گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ما را

مولانا


نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌