🌟نـــامـــیـــرا🌟

🔮گاه نوشت های نامیرا🔮

🌟نـــامـــیـــرا🌟

🔮گاه نوشت های نامیرا🔮

🌟نـــامـــیـــرا🌟

☁دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۵/۱۰/۰۱
    196
  • ۹۵/۱۰/۰۲
    195
  • ۹۵/۱۰/۱۷
    180
  • ۹۵/۱۰/۰۷
    190
  • ۹۵/۰۹/۳۰
    197
  • ۹۵/۱۰/۱۳
    184
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۱۰/۰۹
    188
  • ۹۵/۱۰/۰۷
    190
  • ۹۵/۰۹/۳۰
    197
  • ۹۵/۱۰/۲۲
    175
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۱۰/۰۲
    195
  • ۹۵/۱۰/۰۱
    196
  • ۹۵/۱۰/۱۵
    182
  • ۹۵/۰۹/۲۰
    207
  • ۹۵/۱۰/۱۳
    184
آخرین نظرات

210

روزشمار211

امروزم یکمی شلوغ بود...

اولش که خب طبق معمول از5ونیم صبح شروع شدوتا10ادامه پیداکردتااینکه مشغول کارای خونه شدموبیرون رفتمواین حرفا تااینکه روزم تمام شد..سعی کردم برنامموبرسونم اما2ساعت کم اومدالبته اشکالی نداره خداروشکرکه همینم پیش رفت و عمری داشتم تاامروزموبه اتمام برسونم...خوب بود احساس کردم انرژی بیشتری داشتم بعدازبیرون رفتنم...کاش هرروزیه بهونه پیداکنم واسه بیرون رفتن امانیست...مامانم دیگه گاهی میگه تومیپوسی اخرش توخونه...ورزش برام لازمه امااصلاانجامش نمیدم وهمش نشستم توخونه ودرس میخونم....تفریحم فقط دیدن فیلمه اونم همش2ساعت...کتابم دوست دارم بخونم امافرصتش پیش نمیاد...بنظرتون چیکارکنم که بهونه واسه بیرون رفتن داشته باشم برای خودم؟؟؟؟؟

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

خواهرگرامی بنده دستور پلوماهی اونم باماهی سرخ کرده وکبابی داده اند..حالامنم کللللی کارودرسوزندگی ریخته روسرم..حیف که مامانم اینانیستن ومجبورم باهاش کناربیام وگرنه .......

تازه بایدمدرسشم برم ابجی گلم دعواکرده میخام برم مدرسشون ببینم چخبربودع..کلی بش گفتم دعوانکن باکسی اما بازم کارخودشومیکنه..فک کنم به اجی بزرگش رفته😊

البته بین خودمون باشه هااینکه هرکی حرف نامربوط بش بزنه بکوبه دهنشوخیلی دوست دارم..کلابایدطرف مقابلوادب کرد...البته دوستش باش بدحرف زده بود اجی منم زده بود صاف تودهنش...منم تازه امروزمیخام برم برای دوستش تامنم بکوبم دهنش البته غیرفیزیکی😊

واقعاگاهی متعجب میشم که چراوالدین برای تربیت بچهاشون هیچ احترامی قائل نمیشن..که اون بچه بیادتوجامعه وناهنجاریاشوسرمردم خالی کنه دلم برای اون بچه میسوزه که چه آینده ای داره انتظارشومیکشه...بنظرم قبل ازبدنیااوردن بچه بایدبه فکرتربیتش بود..اگرنمیتونن درست تربیت کنندخب نیارن...چه ظلمی به خودشونونعمت خدامیکنند....

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

معنای واژه ها در ایران باستان:

مرد از مُردن است .زیرا زایندگی ندارد .مرگ نیز با مرد هم ریشه است.

زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است .

دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر « بوده و ریشه واژه‌ی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود . 

به daughter در انگلیسی توجه کنید. واژه daughter نیز همین دختر است gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده. در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت آمده است.

دوغ‌در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد.

اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.

پوست در، به پسر تبدیل شده است .در پارسی باستان puthar پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است

در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند « دَر » به کار می رود . مانند « نان دَر » که به معنی « کسی است که وظیفه‌ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد .»

حرف « پـِ » در « پدر » از پاییدن است . پدر یعنی پاینده کسی که می‌پاید . کسی که مراقب خانواده‌اش است و آنان را می‌پاید .پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است. جالب است که تلفظ « فادر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه است تا تلفظ «پدر» !

خواهر ( خواهَر ) از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است. خواه + ــَر یا ــار . در اوستا خواهر به صورت خْـوَنگْهَر آمده است . 

بَرادر نیز در اصل بَرا + در است . یعنی کسی که برای ما کار انجام می‌دهد. یعنی کار انجام‌دهنده برای ما و برای آسایش ما.


« مادر » یعنی « پدید آورنده‌ی ما » .

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

من جدیدا به کتاب خوندن علاقمندشدم..وقت بیرون رفتن ندارم ولی دانلودمیکنم وسعی میکنم بگنجونم توبرنامم که کتاب بخونم...دوست نزدیکم اهل کتاب بودومیخوندمنم نگاش میکردمونمیخوندم اما حالاکه من اهلش شدم اون مدتیه وقتشونداره..کلابه این میگن تفاهم😂😂😂

اگرکتاب قشنگ میشناسیدبگید....چیزی که ارزش وقت گذاشتنوداشته باشه..موتوشکرم😊

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

211

روزشمار211

امروزم هم خوب بود هم یکم ناراحت کننده..اولش با بی آبی شروع شدوآخرش هم باپرآبی وباران تموم شد..خدایاقربونت برم که هرلحظه زندگیمونو یه جوری رقم میزنی...کلابه این نتیجه رسیدم که زندگی ماهم همینجوره ممکنه اولش بدشروع بشه اماقطعابعدازهربدی خوبی هست مثل بودن جهنم درکناربهشت..مثل بودن خوب و بد مثل بودن آره ونه...همه چیزبایددرست سرجاش باشه تازندگی زندگی بشه..زندگی قانونای خودشوداره و ماباقانون شکنیامون خودمونوبه مجازات حبس یااعدام خودمون توزندگی محکوم میکنیم وگرنه همه چیزدرسته چون خالقش ازمبدا درسته اون ماییم که نادرستیم..البته نادرستم نیستیماچون خالقمون همون خالق درسته..گاهی نفس اماره..........

بیخیالش مهم اینه که مطمئن باشیم به راست بودن همه چیز بقیش دیگه درست میشه خودبه خود..مثل اطمینان امروزم به اینکه بالاخره اب وصل میشه...اگریه نفراین اطمینانونداشته باشه خودشوتوکویرزندگیش دفن میکنه.. ..کلامطئنم هررچی که بشه صلاح خداست و من فقط بایدبگم چشم...ینی وظیفه هممون چشم و اطاعت خداست...خدایااشکرت ..خدایاخیلی مرسی

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

امروز دم اذان مغرب بارون زداونم چه بارونی..رعدوبرقم داشت خیلی سعی کردم صداشوضبط کنم اماواضح نشد..گمونم وسطاش برف هم بارید..بقول یکی ازدوستان بلاگر"بغض آسمان شکست"

من خوشحال سریع ازتوی اتاقم خودموبه حیاط رسوندم و به آسمون خیره شدم..واقعانمیدونستم چی بگم..بجزشکر چیزی ازدهنم بیرون نمیومد...واقعاهم جای شکرداشت که خدا دوباره ماروموردرحمت قرارداده...خدایاشکرت

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

امروزیهوآب قطع شده وماتاهمین ساعتودقیقه و ثانیه دربی آبی به سرمیبریم وقتیم زنگ میزنیم میگه لوله ترکیده درست میشه یاتلفن گویامیگه زاینده رودسیلابیه و ازظرفیت اداره اب بالاترع و بایدصبرکنید...😐😐😐😐

واقعامن چی بگم به اینااااا....ازصبح تاحالااعصاب هممون خورده😕

احساس انسان های اولیه رودارم

پ.ن:یک شبودوروزه که مامانوبابام رفتن سفروهنوزنیومدن وخونه ماهمچنان مجردی می باشد....😑😑😑

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

میخام ادرس وبلاگموعوض کنم بنظرتون چیزی میشه؟

ینی اونایی که دنبال میکنم واونایی ک دنبالم میکنن چیزی میشن؟

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

212

امروزخوب بودفقط اخرش من سرم دردگرفت ونتونستم درست پیش برم...حالام دردمیکنه ..قرصم خوردم نمیدونم چمه😐

خدااین ای فیلمولعنت کنه که دوتافیلم موردعلاقه منوداره میذاره و من نمیتونم ازشون بگذرم..من اصلااهل تی وی نیستم امانمیدونم چراحالاکه وقتش نیس علاقمندشدم به تی وی😐

همینم بازخداروشکردرحدم کافیه...همه چیزخوبه و گله ایم نیست..توکل به خودش...خدایاشکرت..خدایاخیلی مرسی

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌

213

واما امروز.... خواب موندم:| راستش دیشب تاساعت1وایناسرگرم چت بادوستم بودم که یهوبه خودم اومدم و فهمیدم که وای ساعت 1شده ومن هنوزبیدارم...خب خواب موندن امروزصبحم کاملااامنطقی بود😑...اینابه کنار... اینکه همش کسل بودمودلم میخاست بخابم کلافم کرده بود...خیلی خوابم میومد...تایم های استراحتم اکثرابه خواب گذشت..من واقعابه جمله"سحرخیزباش تاکامرواشوی"ایمان اوردم😐 برنامم فیکس پیش نرفت اماهمونم خداروشکرکه نفسی بهم دادکه بتونم امروزمم تموم کنم... اما راجب خودم.... این روزها ینی ازهفته دوم مهربه بعد آرامش عجیبی پیداکردم که برعکس همیشه حس میکنم همیشگیه و احساس میکنم زندگی داره خوب پیش میره باهمه خوبی هاوبدیاش..انگاری دارم خودموبرای یه عالمه اتفاقات خوب و بد مختلف اماده میکنم و بی صبرانه منتظرم...حس ارامش خاص..حس اعتمادمطلق به خدا..حس شنیدن صدای خداازته قلب...خلاصه اینکه خیلی ارومم برعکس شرایط فعلی و بیرونی زندگیم...درونم ارومه...همینم برام کفایت میکنه..♡☆الابذکرالله تطمئن القلوب☆♡ خدایاشکرت بابت این این آرامشی که الان دارم وخدایاشکرت بابت همه چیز...چه خوب چه بدشکر...مطمئنم این شرایط حکمتی توشه که میخای بنده های سوسولی مثل منو آب دیده کنی برای بزرگ بودن ومواجه شدن بااتفاقای بزرگ...میخای آمادم کنی برای زندگی درست و باتقوا....خدایاشکرت بابت این لطفی که بهم کردی....خداخیلی مرسی...

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌