🌹نـــامـــیـــرا🌹

درانتظار220امین روز

197

  • ۲۳:۱۵

امروزخوب بود...بارون اومد ..بارونی که احتمال زیاد برای امشب برف میاره...

حالم اصلاخوب نیست این سردرد های شبانم داره کلافم میکنه..نمیتونم بنویسم..یلداتون مبارک..برای منم دعاکنیداین سردردام تموم بشه...خدایاشکرت بابت امروزم که همه چیز خوب بود...خدایاخیلی مرسی...

  • ۴۵

دلتنگ...

  • ۱۹:۰۲
گاهی دلتنگت میشوم
نمیدانم چرادرسیاهی های شب
درسردی هوا
درتنهایی میان جمع
درفریادهای بی صدایم
ودرفقان هایم
دلتنگت میشوم
چنان که انگاری درجهان کسی نیست که دل خسته ام رافریادرسد
نمی دانم چرا
وقتی ازجهان و جهانیان خسته میشوم
دل تنگت میشوم
به راستی چرا
این چه عجبی است
که درجان و دلم افتاد
نمیدانم چرا درهبوت هایم باخدا سرک میکشی بی اجازه
نمیدانم چرا اسمت خنده مینشاندبرلبانم
نمیدانم چرا خنده ات همچون ابی است برگل خشکیده جانم
ونمیدانم این چه سری است 
که درتک تک لحظه هایم
قراری بی قرار  دارم باتو
..........
نامیرا
  • ۳۱

بچهای من😊

  • ۱۱:۲۱

اینابچهای من شدن جدیدا...خیلی دوسشون دارم..تصمیم دارم برم توکار گلکاری...خیلی خوبه هم ادمو به وجدمیاره و هم شادی و ارامش داره..پیشنهادمیکنم امتحانش کنید😊

  • ۳۲

نورالله

  • ۰۷:۰۵

نور او دریمن ویسر و تحت وفوق

بر سر و برگردنم مانندطوق

عشق خواهدکین سخن بیرون بود

آینه غمازنبود چون بود

آینه ت دانی چراغمازنیست

زانکه زنگار از رخش ممتازنیست

آینه کز زنگ آلایش جداست

پرشعاع نورخورشیدخداست

روتوزنگارازرخ اوپاک کن

بعدازآن آنع نور را ادراک کن

این حقیقت راشنو از گوش دل

تابرون آیی بکلی ز آب و گل

فهم گرد آرید و جان را دل دهید

بعدازآن ازشوق پادر ره نهید

  • ۲۰

198

  • ۲۳:۰۶

امروزم خوب بود ولی نمیدونم چرااینقدر خواب آلودبودم...صبح مثل همیشه پاشدم اما بازم کسل بودم بااینکه خوابم کامل بود..من فک کنم به6ساعت خواب نیازدارم نه بیشترو نه کمتر چون اگرکم یابیش بشه کسل میشم...خلاصه اینکه امروز آرامش درونی فوق العاده ای داشتم و حس عالی داشتم...امروزبه این نتیجه رسیدم گاهی بایددل آدم طلبیده بشه..اگردلت یهویی هوای مشهدبکنه و ازدلتنگی یه قطره اشک کوچیک ازگوشه چشمت جاری بشه یااه حسرت ازته دل بکشی بدون طلبیده شدی و رفتی مشهدواومدی...من تاحالاکربلا نرفتم اما خیلی واسش گریه کرردم و آه حسرت کشیدم..وقتی اسم اقا اباالفضل میاددیوانه وارگریه میکنم...من بارهاوبارهاکربلا رفتم و خودم خبرندارم...خدایاشکرت که توفیق زیارت با قلبم روبهم دادی...خداجون بخاطر آرامش عالی که داشتم ممنون..خدایاخیلی مرسی

  • ۲۵

199

  • ۲۰:۵۸

امروزنشدبرناممو تماموکمال تموم کنم اماخب همینم شکر رسوندم تایه جایی...

هوفف عاصی شدم ازاین همه بحث و جدل..خسته شدم ازاین همه بچه بازی بزرگتراکه فقط سنشون بزرگه نه عقلشون..خسته شدم واقعاازاین همه بیشعوری و بچه بازی..هرچیم باهاشون حرف میزنم نمیفهمن..برخوردخودشونونمیبینن ولی بقیه رومیبینن....خدایاتموم بشه زود..خواهش میکنم...خسته دارم میشم بخدا...

اماخب بازم خداروشکر بدترازاین نشه...

منتظرتموم شدن روزشمارهامم بعدازاونامیخام کاری کنم که اونی که باعثوبانی 50درصداین وقایعه دونه دونه انگشتاشوازحرس و ترس گازبگیره...یه سال فرصت کافی بود واسش که بخواد آدم بشه وتمومش کنه...

نمیخام خبیث بشم ولی خداخودش میدونی این وضعی که من دارم اصلا تعریفی نیست....

اماخب بازم خداروشکر چاره ای جزشکرنیست...خدایاممنون که هستی..خدایاخیلی مرسی

  • ۳۷

200

  • ۲۳:۰۵

امروزخوب بود خب طبق معمول منم راضیم به رضای خدا...

به گفته خانواده من مدتیه زیادی سخت میگیرموهی به همه چیزگیرمیدم..من خیلی کم پیش میادازکسی بدم بیادیاباکسی مشکلی پیداکنم اما خب یه نفرهست که حسابی باهاش مشکل پیداکردم و مامانم میگه دارم سخت میگیرم درحالی که اون فردواقعا روی مخه...

این روزا حرفای جدید دیگه ایم میشنوم درباب اینکه دخترعمم بعدازمدتی که همودیدیم و یه مشاجره کوچیک باهم داشتیم بهم گفت من میدونم تو دیگه کلامنوول کردی...هرچی من گفتم نه اون شب یه بحث ساده بود ولی اون میگفت نه من تورومیشناسم اگربایکی به مشکل بربخوری بااینکه باهاش خوب بشی امامثل قبل نمیشی😑..من خب تعجب کردم چون معتقدم اینجوری نیستم امااوناینی مامانمو دخترعمه جانمان میگوید ....نمیدونم والا هرچی خدابخاد..خدایاشکرت...

خدایاکاش زودترتموم بشه خیلی دارم اذیت میشم ازاین وضع...خدایابازم شکرت خیلی مرسی..

  • ۲۸

خندهایت...

  • ۲۳:۱۶
تومیخندی
ومن رهامیشوم از زندان دلم
تومیخندی
ومن آزادمیشوم ازمن بودنم
تومیخندی 
ومن پرمیشوم از خندهایت
تومیخندی 
ومن تبارک میگویم خدایی رااین خنده راآفرید
این خنده بی شک ازبهترین مخلوقات خداست
تومیخندی
ومن میترسم که نکند کسی مانند من باخندهایت زندگی کند
تومیخندی 
ومن میترسم نکند روزی برسدکه این خندهاسهم دیگری شود و من بمیرم درخودم
تومیخندی 
ومن زنده میشوم
تومیخندی 
واحیا میشود حرفای ماتم
تومیخندی 
ومن دعامیکنم که این خندهاهمیشگی باشد برای من...فقط من


پ.ن:شایددوستش نداشته باشین اما من حس خوبی بهش دارم

  • ۳۳

201

  • ۲۳:۰۲

امروز خبری نبود و من بیکارو الاف بودم البته برنامهامو ریختم و کاراموجمع و جورکردم...دیروزکه رفتم دکتربرای چشمام بهم گفت چشمام به اندازه0.5ضعیف شده...خب دیگه هردم ازاین باغ بری میرسد،تازه ترازتازه تری میرسد....

خلاصه اینکه خدایابازم توکل به تو شکر میکنم تورو...

چندساله که اوضاع خوب نیست و هرروزوهرشب این سالهایه اتفاق جدیدی افتاده که متحیرم کرده بعد از هراتفاق به خودم میگم خب بدترازاین که نمیشه ..امابعدش اتفاقی می افته که میفهمم میتونه خیلی بدترازاینم باشه...بازم شکرخدا سایه پدرومادربالاسرمه ویه سقف بالای سرمه و یه خواهرکوچیک ترازخودم دارم که مثل یه دسته گله...یه خدادارم که اونقدربزرگه که میدونم همیشه هواموداره و وسط این همه هیاهو..اونقدربهش اعتماددارم که اگربدترازبدترازاینهاهم بیوفته بازم بش بگم شکرت...دلم هیچوقت ازوضعیت الانم نمیگیره و فقط ازرفتارای اطرافیان میگیره..اینکه چقدرادماپستن و حقیرن و اینکه این شرایط باعث شد بفهمیم خیلیاشایدفامیل باشن اما غریبه ترازغریبه ان...به خودم قول دادم هیچوقت کم نیارم و تسلیم نشم..تصمیم گرفتم جوری آیندموبسازم که بتونم بزنم تودهن همه اونایی که دل منو خانوادمو سوزوندن و شکستن...خدایاممنون که به من وخانوادم سلامتی دادی ....خدایاشکرت..خدایاخیلی مرسی..

  • ۱۶

فیلم مـــا

  • ۱۶:۲۲
فیلم وقتی فیلمه که اولش باسختی شروع بشه و آخرش باآسونی تموم بشه...اگریه فیلم همش خوبی باشه هیجانی نداره..اگرهمش سختی باشه چیزی جز ناامیدی نداره...فیلمی فیلمه که هم سختی و بدی داشته باشه و هم آسونی و خوبی..اون موقعست که ازکارگردانش تقدیرمیکنند و کارگردان هم ازبازیگراش...همه چیزدست به دست هم میده تایه فیلم ساخته بشه..همه زحمت میکشن وآخرش هم خوب میشه...
زندگی ماهم درست مثل همون فیلمه،فیلمی که خداکارگردانشه و مابازیگراشیم...اگرقرارباشه زندگی فقط خوب باشه کسل کننده میشه و اگرقرارباشه همش بدباشه ناامید کننده میشه..زندگی پرازفرازونشیب...پره ازخنده و گریه..پره ازبودن و نبودن..پره ازسختی و آسونی...ماهم بازیگریم و بایدطبق فیلمنامه ای که کارگردان یا خدابهمون میده پیش بریم...چراالکی خودمونوبه درو دیواربزنیم وقتی همه چیزازقبل مشخصه؟؟؟
چرابیخودی حرس بخوریم و غمگین باشیم وقتی خدایی داریم که توی راستی و صداقت حرف نداره..این وسط یه اعتماد ساده به خدامیتونه این فیلمو حتی واسه خودمونم ساده کنه...تلاش کنیم این فیلموخوب بازی کنیم که آخرش هم خودمون راضی باشیم و هم خدا...تلاش کنیم تواین فرصت بازی که خدابهمون میده به همه چیز برسیم..نذاریم غموغصه بهمون چیره بشه و نذارن ازبازی لذت ببریم...توسختیاش به خدااعتمادکنیم و بدونیم پایان شب سیه سپیداست..بدونیم وقتی سیاهی هست سفیدی هم هست،بدونیم وقتی بدی هست خوبی هم هست،بدونیم وقتی سختی هست آسونی هم هست،بدونیم وقتی شکست هست پیروزی هم هست،بدونیم وقتی غم هست شادی هم هست،بدونیم ان الله مع العسریسرا...

پ.ن:متن ازخودمه امیدوارم خوشتون اومده باشه😊
  • ۲۰
۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶
Designed By Erfan Powered by Bayan